کوتاه...
من کوه غرورری٬ که هنجار ندارد
او دشت تکبر٬ که همی ناز برآرد
دل بوسه طلب کرد ولی دست برانست
بر جای لبش یک نخ ِ سیگاربکارد
ما هر دو کویریم٬ ترک خورده و پستیم
کو ابر که در سوگ من و یار ببارد
آرمان صدیقی
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 14:44 توسط سارمان
|