حس بودن
من دفتر شعرم اگر از دید استعاره ها
تو جسم زخمی شبی یک صفحه از این پاره ها
تو حس بودن منی در هر لباس و چهره ای
توی لباس گیلکی یا دامن پتیاره ها
هستی و من می بینمت حتی درون شهر شب
حتی دراوج لحظه ی بدکاری بدکاره ها
هستی و من می بینمت توی تتٔاتر های غمین
در چشم خیس جاده ها یا کافه ها کاباره ها
بین دوتن در پیچ و خم بین دو لب درگیر هم
زیر سکوت پنجره پشت همین دیواره ها
ای باکره بانوی شب برگرد بر آغوش من
حتی اگرتن داده ای بر تخت این لجاره ها
بی تو من و سر در گمی تنهایی و بی مردمی
پیکار یک آزاد دل با دشنه ها قداره ها
برگرد و آرامش بده بر قلب ویران گشته ام
باشد قرار ما اگر در کوچه آواره ها
ساسان رادفر
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 13:42 توسط سارمان
|